ولایت

 بسم الله الرحمن الرحيم

بررسی مفهومی 55 آيه از سوره غافر
پيرامون ولايت محبت و امانت

ولايت ، محبت ،امانت در قرآن
يكی از شيوه های تحقيق در قرآن بررسی موضوعی است ويكی از روشهای تحقيق موضوعی داشتن نگرش مفهومی راجع به موضوع مورد بحث در همه قرآن يا بخشهائی از آن است . در اين تحقيق با بررسی مفهومی جمعی از عزيزان دانش پژوه و عاشقان قرآن و عترت سلام الله عليهم پيرامون ولايت ،امانت ، محبت در 50 آيه سوره غافر – مومن – نتايج زير مورد عنايت قرار گرفت . اميد است با تدبر در آيات كريمه قرآن بتوانيم راه سعادت و كاميابی را برای خود و ديگران به ارمغان آوريم .
مقدمه :
برخی از واژه های ولايت عبارتند از ولی ، مولا ، وال ، يتولی ، اولياء اولی
و ولی ، وَلاء و توالی به ، حاصل شدن دو چيز يا بيشتر بصورتيكه بين آنها چيز ديگری نباشد ، گويند و به نزديكی مكانی ، نسبتی ، دينی ، درستی ، ياوری و اعتقادی اشاره دارد و وِلايت به معنای ياری و وَلايت به معنی صاحب اختياری است .
محبت از حبّ به معنای دانه گرفته شده و به معنای دوست داشتن است كه چون بذری بايد در درون فرد رويش يابد و شكوفا شود ، در واقع ميوه ای است كه بايد بتدريج در فرد به ثمر نشيند
امانت نيز از واژه امن به معنای اطمينان و آرامش گرفته شده و با واژه های ايمان و مومن ريشه مشترك دارد و از نظر معنائی نيز با هم مرتبط می باشند.
نكات مربوط به ولايت در سوره غافر :
غافرِالذَّنْبِ وقابِل التَّوْبِ شَديدِ الْعِقابِ ذِی الطُّولِ لا اله الا هو اِليهِ الْمَصير آيه 2
خدائی كه بخشنده گناه و آمرزنده توبه و منتقم سخت و صاحب نعمت است ، جز او خدائی نيست و بازگشت همه بسوی اوست .

1- در آيه فوق با توجه به ذكر دو نوع از صفات خداوند عزوجل – رحمت و عذاب – انسان ها نيز در دو طيف رحمت و عذاب قرار دارند بنابراين برخی خود را در مجرای غافر اذنب و قابل التوب قرار داده و بعضی نيز مستوجب عقاب پروردگارند.و بدين ترتيب می توان نتيجه گرفت كسانيكه خود را در طيف رحمت حضرت او قرار دهند تحت ولايت اويند بخلاف كسانيكه از اوامر او سرپيچی می كنند بعبارت ديگر انسان هميشه در معرض دو نوع ولايت قرار دارد – ولايت الهی و ولايت غير الهی –

2- ولايت الهی و غير الهی تجلی صفات الهی است .

ما يُجادِلُ فی ايات الله الا الذين كَفَروا فَلا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهم فی البِلاد
در آيات خدا به انكار و جدال نپرداختند جز مردم كافر برنخيزد پس تو از اينكه كافران در شهر ها متفرقند بی نيازی
1. كَذَّبَتْ قَبْلَهُم قَوْمُ نوحٍ وَ الْاَحزابُ مِنْ بَعْدِهِم قبل از آنان قوم نوح و گروه های ديگر بعد از آن پيامبر خود را تكذيب كردند
2. وَ هَمَّت كُلُّ اُمَّهٍ بِرسولِهِم لِيَاخُذوه و هر امتی همت می گماشت پيامبر خود را دستگير كند
3. وَ جادِلوا بالْباطِلِ لِيُدْحِضوا به الحق ّو جدال به باطل می كردند تا حق را پامال كنند
فَاَخَذَتُهُم فَكيفَ كان عِقاب
3 – عكس العمل كسانيكه از ولايت الهی خارج و مبتلا به كفر شدند – يعنی بر حقيقت درونی خود سرپوش گذاشتند- جدال در آيات الهی است و به واسطه اين جدال به دروغ و تكذيب رسول و مبازه با او و سرپوش گذاشتن بر حق دچار ودر نهايت به عذاب او گرفتار شدند

4- استفاده از واژه كفر – سرپوش گذاشتن – به غير حقيقی بودن مسير كافران اشاره دارد .

5- گرفتار شدن به هر يك از ويژگيهای ذكر شده در آيه – يعنی :جدال در آيات الهی ، تكذيب و مبارزه با رسول و جدال بوسيله باطل برای پامال كردن حق – موجب قرار گرفتن در طيف عذاب الهی است

6- يكی از مصاديق بارز نشانه های خدا با توجه به آيه فوق سفيران الهی و پيام آوران و رسولان اوست و جدال آشكار ونهان با اين رسولان در هر عصر وزمانی – كه صاحبان ولايت الهی هستند – از صفات كافران بشمار آمده است .
الذين يَحْمِلونَ العَرش وَ مَنْ حَوْلَه يُسَبِحونَ بِحَمْدِ رَبّهم وَ يومنون به و يستغفرون للذينَ امنوا ربنا وسعت كلَّ شيءٍ
رَحْمَةً وَعِلما فاغْفِر للذين تابوا و اتبعوا سبيلَك وَ قِهِمْ عَذاب الْجَحيم آيه 7
كسانيكه عرش با عظمت الهی را بر دوش گرفته و آنان كه پيرامون عرشند به تسبيح و ستايش حق مشغولند هم خود به خدا ايمان دارند و هم برای اهل ايمان از خدا آمرزش می خواهند كه ای پروردگار ما علم و رحمت بی منتهايت همه جا را فرا گرفته به لطف وكرمت گناه آنان را كه توبه كرده و از راه تو تبعيت می كنند را بيامرز و آنان ار از عذاب دوزخ محفوظ دار

7- برای اينكه در طيف رحمت و مغفرت الهی قرار گيريم – كه همان مسير ولايت الهی است – بايد ابتدا در باور و سپس در ذهن و بعد از آن در عمل ، خود را بر فرامين حضرت او جل ذكره منطبق نمائيم .اين سه مرحله در آيه فوق با واژه های ايمان ، توبه و تبعيت ذكر شده است

8- سه مرحله باور ذهن و عمل را در كافرين نيز می توان با واژه های كفر ، جدال و تكذيب منطبق دانست.

9- انسان علاوه بر سعی و تلاش خود در مسير كمال احتياج به عنايت و توفيق الهی دارد كه در در آيه فوق و آيات بعدی با واژه های قِ به معنای نگهدار آمده است .

10- كسانيكه از دستورات پيام آوران و رسولان الهی پيروی می كنند مشمول عنايات غيبی و دعای ملائكه و ارواح مقدس می باشند .
هو الذی يريكم اياته و ينزل لكم من السماء رزقا و ما يتذكر الا من ينيب آيه 13
او خدائی است كه آيات خود را به شما نشان می دهد و برای شما از آسمان روزی می فرستد و متذكر نمی شود
مگر كسی كه دارای انابه است

11- انابه ، كه عامل توجه و يادآوری حق و زمينه ای لازم برای عمل به فرامين الهی است ، به معنای بازگشت بسوی خدا با توجه ، توبه و تذكر است .

12- در صورتيكه انسان مرتبا اين بازگشت را نداشته باشد دچار غفلت و روی برگردانی از حضرت حق و جدال در آيات می شود.

يوم هم بارزون لا يخفی علی الله منهم شی لمن الملك لله الواحد القهار- آيه 16
آن روز همه خلق آشكار شوند و هيچ چيز از آنها بر خدا پنهان نباشد در آن روز سلطنت عالم با كيست ؟ باخدای قاهر منتقم يكتا ست
13 – آيه فوق بر ولايت كامل الهی بر هستی و اصالت و بقای مطلق و منحصر به فرد آن اشاره دارد .
او لم يسيروا فی الارض فينظروا كيف كان عاقبة الذين كانوا من قبلهم كانوا هم اشد منهم قوة و اثارا فی الارض فاخذهم الله بذنوبهم
و ما كان لهم من الله من واق  آيه 21
در آيه فوق مردم را از گردش نكردن و عبرت نگرفتن از سرگذشت اقوام گذشته مورد سوال و توبيخ قرار داده و در ادامه آثار نامطلوب رفتار آنان را راجع به فرستادگان الهی مطرح ساخته است و در ده آيه – آيه 32 – بصورت مصداقی به گوشه هائی از سرگشت حضرت موسی (س) اشاره دارد .

با توجه به مجموعه اين آيات نكات زير مورد توجه است :
14- وجود وليّ – كه در آيات فوق با عنوان رسول ذكر شده – يكی از مهم ترين رويدادهای هر زمانی است كه با توجه به نقش او مردم طبقه بندی می شوند .

15- نگاه به عاقبت تخطی از اوامر ولی می تواند انسان را از غفلت رهانيده و سختی ظاهری تبعيت از او را آسان نمايد .

16- اوامر الهی توسط رسول – كه از جانب پروردگار سرپرستی معنوی مردم را بعهده دارد – به مردم ابلاغ می شود در صورت مخالفت با او با هر قدرتی كه باشند محكوم به شكست و نابوديند ، در اين رابطه در آيات فوق واژه اخذ بكار رفته است .،

17- در آيات 23 و 24 گروه بندی پيشوايان كفر – كه بعنوان يك جبهه در مقابل حضرت موسی به مبارزه برخاستند – با نام فرعون ، هامان و قارون مطرح شده كه يكی سمبل حكمرانی و زور مداری و ديگری تزوير و مكرگرائی ،و قارون مظهر سرمايه داری است .و گروه چهارم كه به نظر می رسد مهم تر از سه گروه قبلی هستند با عنوان مسرفين در آيات 28- 34 -43 نامبرده شده كه گروه بی بند وباری هستند كه مخالف وجود حد و حدود در زندگی می باشند
در ادامه آيه فوق بخشی از تهديدهای فرعون عنوان شده است .تا به اين آنجا كه از طريق استدلال ، فطرت گرائی مردم را تحريك كرده و اينچنين می گويد:
و قال فرعون ذرونی اقتل موسی ولْيَدعُ ربه انی اخاف ان يبدل دينكم او ان يُظْهِرَ فی الارض الفساد آيه 26
فرعون گفت : بگذاريد تا من موسی را به قتل برسانم و او خدای خود را به ياری طلبد ، می ترسم كه اگر وی را زنده گذاريم آئين شما را دگرگون سازد يا در روی زمين فساد برانگيرد.

18- فرعونيان و سرپرستان طاغوت در هر دوره برای اغفال و فريب مردم با زيبا جلوه دادن اهداف شوم خود و
ناخوشايند نشان دادن مقاصد رسول و ولی الهی به مبارزه همه جانبه با حق می پردازند .
قال موسی انی عذت بربی و ربكم من كل متكبر لايومن بيوم الحساب آيه 27
حضرت موسی فرمود من به خدا كه صاحباختيار من و شماست پناه می برم از هر متكبری كه به روز حساب ايمان نمی آورد.

19- تكبر به عنوان يكی از آفتهای مهم زير بار نرفتن حق و سرپيچی از اوامر رسول بشمار می رود .

20- باور نداشتن روز قيامت به همراه تكبر فرد را به مقابله در برابر ولی فرا می خواند بطوری كه حضرت موسی از اين گروه به خدا پناه می برد كه نشاندهنده شروری است كه از ناحيه اين قبيل افراد متوجه جبهه حق می شود..

22 – نقش كبر و خودبينی در آيات ديگری به طور مفصل بيان شده از جمل اين آيات آيه 56 است كه می فرمايد :
ان الذين يجادلون فی ايات الله بغير سلطان اتيهم ان فی صدورهم الا كبر ما هم ببالغيه فاستعذ بالله انه هو السميع البصير
بدرستيكه كسانيكه در آيات الهی بدون دليل و برهانی به جدال می پردازند جز تكبر در دلهايشان چيز ديگری نيست كه به آرزوی دلشان هم نمی رسند
و در 45 تا 49 كه از رسيدن عذاب به مجموعه جبهه خبر می دهد مجادله و گفتگوئی را كه بين گروه ضعيف و متكبر انجام شده را بيان می فرمايد :
فيقول الضعفؤ للذين استكبروا انا كنا تبعا فهل انتم مغنون عنا نصيبا من النار
ضعيفان ملت به پيشوايان متكبر خود می گويند ما در پيرو شما بوديم آيا اكنون می توانيد ما را از سهميه آتش ما بی نياز كنيد
و قال رجل مومن ..ان الله لايهدی من هو مسرف كذّاب آيه 28
مرد با ايمانی از آل فرعون كه ايمانش را پنهان می داشت به فرعونيان گفت : آيا مردی را كه می گويد پروردگار من خداست می كشيد در صورتيكه با معجزه و ادله روشن از جانب خدا برای شما آمده است اگر دروغگوست گناه دروغش بر خود اوست و اگر راستگو باشد از وعده های او بعضی به شما برسد و خدا مردم ستمكار و دروغگو را هدايت نخواهد كرد .

21- با توجه به آيات فوق و آيات بعد كه راجع به مومن آل فرعون – از آيه 28 تا 33 – آمده در جبهه حق به تناسب سعه وجودی و بصيرت فرد و نزديكی اعتقادی و رفتاری او با ولی هدايت جامعه را بعهده می گيرد در اين رابطه توجه به الفاظی چون انی اخاف – من بر شما بيمناكم – من يضلل الله و…حالت سيطره روحی ومعنوی او را بر ديگران می رساند از اينرو اين نوع از ولايت امری قراردادی و وضعی نبوده بلكه امری حقيقی .است.

22- تشابه در برخورد خداوند با ديگر مردمان به عنوان ولی مطلق و رسول به عنوان ولی منسوب شده از طرف خدای عز و جل و ديگر افراد مومن در آيات فوق بخوبی مشهود است و بطور ملموسی همگی به آشكار ساختن و تذكر به جنبه های رحمانيت الهی و تشويق مردم به استفاده از آن و بيم دادن از عقاب و غضب خداوند و پرهيزدادن از زمينه های بروز آن پرداخته اند .و در رهبری معنوی سنخيتی جامع را می توان ديد .

23- با توجه به مطالب فوق تقرب رسول به خداوند و مومنين به ولی منجر به بروز صفات خداوند در آنها شده و دو وجه رحمت و غضب – غافرالذنب وقابل التوب ، شديدالعقاب – در آنها نيز به تجلی در آمده است .- به همين دليل در اين آيات مصداقهائی از اين دو نوع برخورد از جانب حضرت موسی (س) و مومن آل فرعون برای هدايت مردم ذكر شده است .
يا قوم لكم الملك اليوم ظاهرين فی الارض فمن ينصرنا من باس الله ان جاءنا
قال فرعون ما اريكم الا ما اری و ما اهديكم الا سبيل الرشاد آيه 29
ای قوم امروز ملك و سلطنت در زمين با شماست لكن اگر قهر و انتقام خدا بر ما برسد كيست كه ما را از آن نجات دهد
فرعون باز گفت جز رای – قتل موسی – رای ديگری نمی دهم و شما را جز را رشد توصيه نمی نمايم

24- انسان ها همگی طالب رشد ، هدايت و توسعه اند از اينرو حاكمان طاغوت سعی در جلب نظر مردم در زمينه های فوق دارند. به همين دليل موممن آل فرعون همين استدلال را برای مردم بكار برد كه يا قوم اتبعون اهدكم سبيل الرشاد آيه 38- ای قوم مرا تبعيت كنيد من شما را به راه رشد و پيشرفت هدايت می كنم. در واقع راه رشد حقيقتا در پيروی از ولی و فرستاده خداست .

يوم تُولّون مُدْبرين ما لكم من الله من عاصم وَ مَنْ يُضْلِلِ الله فما له مِنْ هادٍ
روزی كه از عذاب آن از هر سو بگريزيد و هيچ از قهر خدا پناهی نيست و هر كه را خدا گمراه كند ديگر برای او راهنمائی نيست
25 – وَلِيَ هر گاه با مِنْ متعدی شود به عكس معنا ی خود بكار می رود و به معنای روی برگرداندن است .كسانيكه در اين دنيا تحت ولايت خداوند قرار نگرفتند در روز آخرت از خداوند روی برگردانند تا پناهی را بجويند ، از ولايت خدا فرار می كنند تا در پناه ولايت كسانيكه در دنيا از آنها پيروی می كردند ايمنی حاصل كنند. در حاليكه ولايت ديگران در دنيا سرابی بيش نبوده و فاقد حقيقت بوده است .. واين هشداری است برای همه كسانی كه از زير بار رفتن دستورات رسول و ولی الهی خودداری می كنند.

لقدجاءكم يوسف من قبل بالبينات فما زلتم فی شك مما جاءكم به حتی اذا هلك قلتم لن يبعث الله من بعده رسولا كذلك يُضل الله من هو مُسْرِف مرتاب آيه 34
و از اين پيش يوسف بسوی شما با معجزات و ادله روشن به رسالت آمد از آيااتی كه برای شما آورد در شك و ريب بمانديد تا آنكه يوسف از دنيا برفت ، گفتيد كه ديگر خدا پس از يوسف هرگز رسولی نمی فرستد ، بلی خدا مردم ستمگری را كه در آيات او در شك و ريند گمراه می گرداند .
26 – يكی از ريشه ها و عوامل سرپيچی از ولايت الهی اسراف و شك و ريب است
سرف و اسراف در لغت به معنای تجاوز كردن از حد و حدود در هر كاری است
و ريب به معنای توهم داشتن نسبت به چيزی است نه بخاطر اينكه خود آنچيز مبهم است بلكه بخاطر اينكه در آن تشكيك وارد می كنند و ارتاب نيز به معنای در مجرای شك و توهم قرارگرفتن است – شايد به معنای خود را در معرض توهم وشك انداختن باشد –
در آيه اين دو عامل بعنوان ريشه نافرمانی و موضعگيری مردم با ولی خود شمرده شده است .

27- در آيه 28 و 34 صفت اسراف يك بار همراه با بسيار دروغ گفتن آمده و بار ديگر به همراه در موضع شك و ترديد قرار گرفتن و اين نشاندهنده اينست كه از حد گذراندن – استفاده از آزادی بی قيد وبند- ريشه دروغ و يا به شك انداختن در افراد است هر چند هر دو اين صفات تقويت كننده اسراف می باشند و لی چون انسان تمايل به بی قيد وبندی دارد برای رسيدن به اين هدف متوسل به دروغ ، توجيه و شك می شود.و با اين مجموعه صفات در برابر دستورات ولی مقابله می نمايد.

28- از مجموعه چند آيه قبل می توان استنباط نمود كه راه كمال و راه ضلالت قانونمند است – منتسب شدن راه ضلالت به خداوند عز وجل بخاطر همين قانونمندی است – بنابراين هر كس در هر مسيری كه قدم بردارد ويژگی های خاصی را از حيث فكر ، عمل و نتيجه كسب می كند.

29- سه دستور خداوند به پيامبر خود به عنوان فرستاده و ولی الهی – صبر ، استغفار، تسبيح – نشاندهنده خضوع و خشوع ولی در مقابل اوامر خداوند است بنابراين او بايد بيشترين تبعيت را از دستورات الهی داشته باشد. و شايد بتوان اين سه اصل را از اركان مهم مديريت معنوی در نظام ولائی دانست.
نكات پيرامون محبت در آيات فوق :در آيات فوق هر چند به تصريح از محبت ياد نشده است ولی چنانچه در معنای آن گفته شد بايد در وجود انسان گل كند يعنی چيزی است كه با بوجود آمدن زمينه های لازم و با عنايت الهی در انسان به تجلی در می آيد.بنابراين در آيات فوق می توان مجموعه آياتی را كه در جهت انجام وظايف انسانی و تبعيت از رسول و ولی است را جزء دستورالعمل های لازم برای ايجاد محبت بين انسان و ولی و خالق دانست .
نكات مربوط به امانت در آيات فوق :
امانت آنچيزی كه انسان را به مقام امن و آرامش می رساند ، قرار گرفتن در مقام خليفه و جانشين الهی و رسيدن به اطمينان واقعی در سايه تبعيت از رسول و به تجلی در آوردن صفات خداوند حاصل می شود كه با سعه وجودی فرد خود بر ديگران ولايت معنوی می يابد و بنا به نظر بسياری از مفسرين يكی از مصاديق انا عرضنا الامانه رسيدن به همين معناست.

انا لننصر رسلنا و الذين امنوا فی الحيوة الدنيا و يوم يقوم الاشهاد آيه 56
تحقيق ما رسولان و اهل ايمان را هم در دنيا و هم روزقيامت ياری به خواهيم داد
فاصبر ان وعد الله حق واستغفر لذنبك وسبح بحمد ربك بالعشی و الابكار آيه 55
پس صبر پيشه ساز كه وعده خدا حق است و برای گناهان خود آمرزش خواه و در شب وصبح با حمد خدا تسبيح نما

و لقد اتينا موسی الهدی و اورثنا بنی اسرائيل الكتاب هدی و ذكری لاولی الالباب آيه 54
ما به موسی مقام هدايت را عطا كرديم و بنی اسرائيل را وارث كتاب گردانديم تا هدايت يابند و صاحبان خرد پند گيرند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *